حکایت سعدی در مذمت بسیار خوردن

  • اشتراگ گذاری در شبکه های اجتماعی :

  • #
  • #
  • #
نمایش برترین رستورانها در هر شهر...کلیک کنید

حکایت سعدی در مذمت بسیار خوردن

یکی از مواردی که هم در اسلام و هم در فرهنگ ایرانی بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است پر خوریست.شاید اگر اغراق نباشد بتوان گفت که پرخوری مادر تمامی امراض است.
همه ی ما در دوران همه گیری ویروس کرونا سعی می کنیم که سیستم ایمنی بدن خورد را با خوراکی ها تقویت کنیم؛ از طرفی دیگر همین موضوع باعث شده تا بیشتر در خانه بمانیم و حتی گاها ورزش را نیز کنار بگذاریم.
همه این موضوعات باعث شده اند تا بیماری اضافه وزن گریبان گیر بسیاری از ما شود.
در این مقاله سعی داریم تا به اشعار ادیبان نامی ایران زمین در خصوص پرخوری بپردازیم.
سعدی شیرین سخن در این باب چه زیبا گفته است:
چه آوردم از بصره دانی عجب
حدیثی که شیرین ترست از رطب
*
تنی چند در خرقه راستان
گذشتیم بر طرف خرماستان
*
یکی زآن میان معده انبار بود
ز پرخواری خویش پر خوار بود
*
میان بست نادان و شد بر درخت
وزان جا بگردن در افتاد سخت
*
رئیس ده آمد که این را که کشت؟
بگفتم مزن بانگ بر ما دُرشت
*
شکم دامن اندر کشیدش ز شاخ
بود تنگدل مرد روده فرا
*
نه هر بار خرما توان خورد و برد
تن انبار بدعاقبت خورد و مرد
*
شکم بندِ دست است و زنجیرِ پای
شکم بنده نادر پرستد خدای
*
سراسر شکم شد ملخ، لاجرم
به پایش کشد مور کوچک شکم
*
برو اندرونی به دست آر، پاک
شکم پر نخواهد شد الا به خاک
سعدی، بوستان، باب ششم در قناعت

تفسیر شعر
حضرت سعدی در این شعر حکایتی را روایت می کنند از سفری که به بصره داشتند و آن را شیرین تر از رطب می دانند.
ایشان با چند تن از انسانهای شرافتمند از نخلستانی عبور می کردند.یک نفر از آن میان فردی پرخور بود.وقتی که رطب را بر درخت می بیند سریع بوسیله کمربند مخصوص خرما چینی برای چیدن خرما به بالای درخت می رود اما از آن جا با گردن به شدت به زمین می افتد و میمیرد. کدخدای ده آمد و بانگ برداشت که این مرد را چه کسی کشت؟ و حضرت سعدی فرمودند که: "بر سر ما فریاد مزن.اسارت شکم باعث پایین افتادن از درخت و مرگ او شد؛ انسانی که شکم پرست باشد نمی تواند از چیزی بگذرد.همیشه پیش نمی آید که آدمی خرما بخورد و ببرد، این بار مرد شکم پرست خورد و مرد.شکم پرستی دست و پای انسان را می بندد و او را اسیر می گرداند و انسان شکم پرست کم پیش می آید که خدا پرست هم باشد."
در بیت بعدی جناب سعدی مثالی را بیان می کنند که اگر ملخ در خوردن زیاده روی کند دیگر یارای پریدن ندارد و مورچه ای که غذای اندکی می خورد و ضعیف است او را به اسارت می گیرد یعنی در واقع یک موجود ضعیف او را از پای در می آورد.
و در آخر می فرمایند: سعی کنید باطن و درونیات پاک بدست آورید که جسم جز با خاک پر نمی شود.

در جایی دیگر در گلستان می فرمایند:
حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سدّ رمق و جوانان تا طبق برگیرند و پیران تا عرق بکنند، اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره، روزی کس.
تفسیر نثر:
حکیمان دیر به دیر می خورند و عابدان تا جایی که سیر نشوند، زاهدان تا جایی خورند که تنها رمقی داشته باشند و جوانان غذایشان را تا انتها می خورند و پیران تا جایی که خسته شوند.اما افراد بی قید و بند آنقدر می خورند که در معده جایی دیگر نباشد و برای کسی نیز در سفره غذایی نماند. 

و در جایی می فرمایند:
اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب
شبی ز معده ی سنگی شبی ز دلتنگی

و کلام آخر اینکه یکی از نکات اساسی برای سلامت انسان رعایت اعتدال در امور بخصوص تغذیه می باشد.پس سعی کنید همیشه غذای با کیفیت و سالم میل کنید.
سلامت و پایدار باشید.
 
  • مرجع :https://www.mapstar.net/
  • برچسب ها : حکایت سعدی در مذمت بسیار خوردن

تعداد نظرات ثبت شده :2 نظر

فرم ارسال نظر
  • دیدگاه شما

  •  

  • #

    صدرا

    سعدی حرف نداره

    1399/04/27

  • #

    مهتاب کرامتی

    واقعا خدا رحمتشون کنه که\sبرای هر چیزی توی جهان متنی به جا گذاشته

    1399/04/27

  • #

    محمد ناصر

    روهش شاد که انقدر چیز های زیبا به ما اموخت

    1399/04/27